گر مرد رهی ... باید رفت
گر مرد رهی
راه
نهان باید رفت.
صد بادیه را به یک زمان باید رفت؛
مـنـزل هــمه درون جـان بـایـد رفت؛
میان خون باید رفت.
از پای فتاده
سرنگون
باید رفت.
تو پای به راه در نه و
هیچ مپرس
خود راه بگویدت که
چون باید رفت.
+ نوشته شده در 2009/5/5 ساعت 16:56 توسط محمود اکبری
|