هانی رشید

هانی رشید

 

بازنویسی و چاپ در هفته نامه پژوهشی، تحلیلی، آموزشی

نقش‌نو  دوره نو –  شماره 12–  21 آبان 1385

 

Hani Rashidهانی رشید در قاهره، در سال 1958، از مادری انگلیسی و پدری مصری پا به‌دنیا گذاشت. در انگلستان و کانادا بزرگ شد. (در ضمن هانی برادر کریم رشید است.) لیسانس معماری را در سال 1983 از دانشگاه کارلتن اوتاوا، در کانادا گرفت. فوق‌لیسانس معماری را از آکادمی هنر کرن‌بروک در ایالات متحده در سال 1985 گرفت.

در سال 1988 او با همکاری لیز‌آن ‌کوتور شرکت طراحی معماری ASYMPTOTE را در نیویورک پایه نهادند.

از سال 1989 هانی استاد معماری در مدرسه معماری و طراحی دانشگاه کلمبیا شده‌بود.

در سال 1995 او مکتب طراحی پیشرفته را توسعه داد و همچنینین در چندین دانشگاه از جمله آکادمی دانمارکی رویال در کپنهاگ، انستیتیوی کالیفرنیای جنوبی در لوس‌آنجلس، دانشگاه لوند سوئد، مدرسه طراحی هاروارد و دانشگاه فرانفورت.

ASYMPTOTE کالبدی از کاری تولید می‌کرد که عملکرد و طرز اجرا به عنوان طلایه‌دار معماری و سیستم طراحی دیجیتالی در آن جای گرفته بود. پروژه‌های ASYMPTOTE درحدود و حوزه‌ای از آزمایشات سه‌بعدی و فضایی و نصب ساختمان و طراحی شهری در محیط زیستها و معماریهایی کامپیوتری تولید می‌شوند.

هانی رشید همچنین یکی از دو معمار نماینده‌ی ایالات متحده بود، کسانی که پاویون آمریکا را در بی‌ینال ونیز دز سال 2000 ارائه دادند.

آثار ASYMPTOTE در چندین کلکسیون موزه‌های معتبر، از جمله موما، سفموما، مرکز معماری کانادا، انستیتیوی معماری هلند، موزه گوگنهایم قرار گرفته است.

در سال 2002 مصاحبه جالبی با هانی رشید انجام گرفته که در ادامه می‌آید؛

 

 

 

گپی با هانی رشید( HANI RASHID )

ایالات متحده - نیویورک - 5 مارس 2002

 

بهترین لحظه روز چه زمانی است؟

2 زمان بهترین لحظه روز است؛ نخست زمانیکه خیلی زود وقبل از دیگران در دفترم مشغول به‌کار میشوم، دیگری زمانیکه تلفن همراهم را خاموش می‌کنم و به سمت زندگی خصوصی تغییر جهت می‌دهم.

 

به چه نوع موسیقی، اکنون گوش می‌دهید؟

هر نوع موسیقی که SOMAFM.COM پخش کند.

 

آیا شما به رادیو گوش میدهید؟

فقط در تاکسیهای نیوورک سیتی.

 

چه كتابهایی روی میز كنار بسترتان دیده میشود؟

کتاب راهنما شهر پکن، آخرین شماره‌ی ASYMPTOTE FLUX .

 

آیا مجلات طراحی را مطالعه میکنید؟

با اکراه و بی‌میلی.

 

اخبار را از چه طریقی دریافت میکنید؟ از روزنامه ها؟

اخبار زنده و روزانه و از این قبیل چیزها را از newsnow.co.uk می‌گیرم.

 

شما توجه می‌كنید زنها چطور لباس می‌پوشند؟ شما هیچ ترجیحی دارید؟

بله و بله.

 

چه نوعی از لباسها را اجتناب می‌كنید بپوشید؟

سبک، درخشان و براق، بژ، آشنا و مارک دار.

 

هیچ حیوان خانگی دارید؟

نه، ... اگرچه پسرم دلبستگی زیادی به سگ روباتیش دارد.

 

زمانیکه بچه بودید میخواستید چه کاره بشوید؟

یک هنرمند، مانند پدرم.

 

كجا روی طرحها و پروژه هایتان كار می‌كنید؟

در هواپیما، در ترن، در رختخواب، در هتل، در زیر دوش، و گاهی اوقات در دفتر.

 

برای چه کسانی مایلید طراحی بكنید؟

حمل و نقل هوایی رم، و هر کسی که در حریم دریایی اسکاندیناوی باشد.

 

شما با معماران و طراحان در مورد کارتان بحث و تبادل نظر می‌كنید؟

کاملا؛ با تیم ASYMPTOTE. چندین هنرمند نیویورکی میشناسم. به طراحان وب، برنامه سازان کامپیوتری، مدیران و متصدیان موزه‌ها، دیگر طراحان و معماران نظیر برادرم و دوستانش، دانشجویانم و گروهی از مردم، به موزیسین ها مانند خواهرم و دوستانش و مردم درگیر و پیچیده شده با شبکه و اینترنت به خوبی احترام میگذارم.

 

سبكتان را شرح بدهید،مانند اینكه به یك دوست خوبتان آنرا شرح می دهید.

به اندازه کافی عصبی، کمی متعصب و کنجکاو و فضول.

 

در محیط دیجیتالی فرم تابع عملکرد است؟

فرم از مفاهیم تابعیت میکند، مفاهیم تابع ابزارها ست، ابزارها بازده آرزوها و خواسته‌ها ست، که اینها شامل هر چیزی می‌شوند.

 

کدامیک از پروژه‌های‌تان بیشترین رضایت را به شما می‌دهد؟

طبقه مجازی بازرگانی برای NYSE و اولین ساختمان کامل شده‌مان که ماه آینده در هلند افتتاح می‌شود.

 

آیا کسی از معمار و یا طراحی هست كه تحسینش کنید؟

آندره بلک، اریک مندلسون، برنو تاوت، ولادیمیر ملینکف، فردریک کیسلر، جرجز ماکینس، جان کیج و مهمتر از همه مارسل دوشان. (این سه نفر آخری واقعا معمار و یا طراح نیستند ولی برای کارمان، بسیار تعیین کننده هستند.

 

آیا کسی که هم‌اکنون فعالیت کند وجود دارد که تحسینش کنید؟

سادگی و بی‌ریایی رم کولهاس و روحیه ضاحا حدید.

 

چه توصیه‌ای برای جوانان دارید؟

با کنجکاوی، فروتنی، خوش‌بینی و مقدار زیادی ابتکار و خلاقیت، تقریبا سراسر تمام چیزها را مشاهده خواهید کرد.

 

چه چیزی شما را در خصوص آینده نگران میكند؟

افکار کوچک، تعصب، ابتذال، فرهنگ پوچ خائنانه.

 Sign

 

 

 

 

برگردان :   محمود اکبری

 

زمستان

زمستان   مهدی اخوان ثالث

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
كه ره تاریك و
لغزان است
وگر دست محبت سوی كسی یازی
 به اكراه آورد دست از بغل بیرون
 كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟

 

وحدت

 وحدت        فرانتس کافکا         ترجمه محسن آزرم

ما پنج دوستیم و یك بار پشت سر هم از خانه یی خارج شـدیم . یكی از ما اول خارج شد و كنار در ایسـتاد . نفـر دوم ، بعد بیرون آمد ، یا اگر بخواهم دقیق تر بگویـم : مثــل یك گلـوله ی كوچك جیـوه غلت زد و از در بیـرون سرید و نزدیك نفر اول ایستاد . بعد سومی ، بعـد چارمی ، بعـد پنجمی . بالا خره همه در یك صـف ایسـتادیم .

وقتی یك عده از مردم ما را دیـدند ، ما را به بقـیه نشـان دادند : « این پنج نفر قبلا از آن خانه آمدند بیرون . »

از آن موقع تا حالا ما پیـش هــم زندگی می كنــیم . زندگی آرامی هم داشـتیم اگر شـشـمی مدام خودش را قاطی ما نمـی كرد . اذیـت مان نمی كند ولی مایه ی دردســر شده و همیــن برای ما كفایت می كـند . چرا دل اش می خواهــد خودش را جایی جا كند كه كســی از او خوش اش نمی آید ؟ ما نمی شناســیم اش ، دل مان هم نمی خواهد داخل جمع ما شـود . ما پنــج نفـر قبلا با هم آشنا نبودیم و الان هم با هم آشنا نیستیم.

ولی آن چیزی كه راجع به ما پنج نفــر امكان پذیر شــده و همــه قبول كرده اند راجع به این ششمی امكان پذیر نیست و كسـی هم آن را قبول نمی كند . ازین گذشته ، ما پنج تاییم و دل مان هـم نمی خواهد شش تا بشویم . راجع به ما پنج تا هم معنایی نمی دهد ولی به هر حال دور هــم جمـع شــده ییم و دور هــم باقی می مانیم ، ولی اصلا از یك وحـدت دوباره خوش مان نمی آید ، این هـم به خاطر تجـربه هایی ست كه به دست آورده ییم . ولی این حرف ها را چطور باید به ششـمی فهماند ؟ عملا آن همــه شرح كشاف معــنایی جز این ندارد كه ششمی را بین خودمان قبول كرده ییـم . این ست كه ترجیح می دهیم چیزی را توضیح ندهیم و او را بین خودمان قبول نكنیم . هر چقــدر هــم كه عجز و لابه كند ، به ضرب آرنج دورش می كنیم . ولی هر قدر هم دورش كنیم ، دوباره سر و كله اش پیدا می شود .