مجموعه یادمان

Milad Towerمجموعه یادمان و برج میلاد در زمینی به مساحت 15 هکتار در تپه ای بین گیشا و شهرک غرب؛ میان چندین بزرگراه مهم به گونه ای قرار گرفته است که تقریبا از همه جای تهران قابل رویت است البته به دلیل تراکم بعضی از مناطق اندکی باید بالا رفت.

این مجموعه چند عملکردی در حوزه های مخابراتی، مراکز تجاری، رستورانها، خدمات پذیرایی، مرکز همایشها و خدمات گردشگری و تفریحی است. در حال حاضر این مجموعه شامل برج میلاد و مرکز همایشهاست و در فاز بعدی هتل 5ستاره و مرکز بین المللی تجارت و ارتباطات تهران به آن اضافه خواهد شد.

 

                                                               

Milad Tower


برج میلاد

این برج با ارتفاع 435 متر (که 120متر آن آنتن مخابراتی میباشد) چهارمین برج مخابراتی دنیاست.

ساختمان پای برج در 6 طبقه و مساحت 17 هزار متر مربع بناگردیده:

63 واحد تجاری، رستوران غذاهای بین المللی، تریا، نمایشگاه، فضای اداری، تاسیسات، و پایگاه اطلاعات رسانی در آن پیش بینی شده است. شفت برج با ارتفاع 315 متر یک سازه بتنی است که 3 ضلع این شفت 6 دستگاه آسانسور باسرعت 7 متر بر ثانیه بازدیدکنندگان را در 45 ثانیه به راس برج منتقل میکند. ساختمان راس برج یک سازه فلزی با وزن 2هزارتن و مساحت 16هزار متر مربع در 12 طبقه میباشد که در نوع خود دارای رکورد بزرگترین ساختمان راس دربرجهای مخابراتی میباشد. در طبقات مختلف آن سکوی دید باز، سکوی دید بسته، رستوران گردان باگنجایش 500 نفر، رستوران ویژه با ظرفیت 200 نفر، تریا، گالری های هنری، طبقات ویژه مخابرات و تلویزیون در نظر گرفته شده است. گنبد آسمان در بالاترین نقطه و در پایین ترین طبقه ساختمان راس منطقه امن از آتش در نظر گرفته شده است.

 

برجی که شاید به تهران بیاید!

Milad Towerاین گونه برجهای مخابراتی با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیکی نوین کارآیی چندانی نخواهند داشت و هدف طراحی این برج نیز نه مشکل مخابرات و صداوسیما جهت پوشش دهی آنتن بوده نه ارسال امواج و پارازیت برای ماهواره؛

هدف اصلی طراحی این برج نماد جدید و درخور و شایسته کلانشهر تهران بوده. نمادی که به نوعی قرار است بیانگر قدرت، عظمت، پیشرفت، شکوه، استقلال و آزادی باشد و به نوعی در برابر نماد پیش از انقلاب، برج آزادی (شهیاد سابق) قرار گیرد. این برج سازه ای کاملا غربی و برگرفته از نماد شهرهای مدرن دهه 60 میباشد که نمونه مشابه آن نیز کم نیست.

برج میلاد به صورت ذاتی چیزی از هنر و معماری ایرانی در خود نداشت اما در ادامه کار در لابی و سازه راس آن تمهیداتی در جهت ایرانیزه کردن برج صورت گرفت. که با تمام این تمهیدات نیز هویت یک نماد و بنای ایرانی را به خود نگرفته است چه برسد به آنکه با نماد سابق تهران در این زمینه مقابله کند و تنها در ابعاد و مقیاس است که برتری از آن برج میلاد میشود.

استفاده از فضاهای این برج به عنوان جاذبه شهری و گردشگری برای خانواده های زیادی مقدور نمیباشد. رویت تهران از ارتفاع حدود 310 متری به همراه یک وعده غذا در رستوران گردان و استفاده از پارکینگ ان چیزی در حدود 70هزار تومان  به ازای هر نفر هزینه در بر خواهد داشت. یعنی برای عده کثیری برج میلاد در حد رویت از فاصله دور باقی خواهد ماند و تنها در روزهایی که هوا آلوده است رویت آن معیار سنجش آلودگی هوا قرار گیرد.

 

برج میلاد ربطی به سروناز ایرانی ندارد!

شاد مهر راستین و سید محمد بهشتی که از طراحان نهایی این برج بودند در گفتگویی با یکدیگر! که در هفته نامه "شهروند امروز" چاپ شد، انتقاد از عدم تفکر برای استفاده همگانی این نماد ملی را این طور جواب دادند که:

"... شما در تهران جز سلسله جبال البرز چه چیز دیگری دارید که هرگاه چشمتان را میگردانید بتوانید آنرا مشاهده کنید. اما آسمان و البرز و دماوند و برج میلاد همیشه در افق دیدتان است؛ مگر هم به قله البرز صعود کرده اند! از طرفی اگر چیز دست یافتنی بود دیگر به نماد ملی تبدیل نمیشد!!!..."

حال اینکه به عنوان مثال مرکز فرهنگی هنری ژرژ پمپیدو (نماد معروف شهر پاریس) به جهت بازدید بیش از حد زودتر از زمان پیشبینی شده به تعمیرات اساسی نیاز پیدا کرد؛ و یا تیت مدرن(نماد جدید شهر لندن) نیز بازدید کنندگانش از مرز 22هزار نفر در روزگذشته اند! آیا دست یافتنی بودن و همگانی بودن تاثیر بهتری ندارد؟!!

 

برج میلاد افتتاح شد؟!!

نحوه ساخت و روند پیشرفت پروژه نیز در خور توجه میباشد. کلنگ این برج در سال 1376 زمان شهردار کرباسچی به زمین خورد و در حالیکه برجهای مشابه در مدت 4 الی 5 سال ساخته میشدند پس از گذشت 11 سال و هزینه 226 میلیارد تومان (226 میلیون دلار) که چهارونیم برابر رقم رایج و پیشبینی شده در ساخت اینگونه برجها میباشد، همچنان نمیتوان به اعلام کرد که برج میلاد به بهربرداری کامل رسیده است.

عدم مدیریت صحیح، تغییر مدیریت و تغییر عملکرد مدیران نسبت به هم، نبود برنامه مشخص، کمبود بودجه و اعتبارات، تحریم، تاکید و گاهی اجبار بر بومی سازی در ساخت باعث طولانی شدن، اضافه شدن هزینه ها و انجام چند باره کارها گردید.

برای این برج در دوران شهردار احمدی نژاد اعتباری در نظر گرفته نشد و برجی که به اندازه یک شهرک سیمان مصرف کرده بود چیزی جز اتلاف سرمایه و انرژی دانسته نمی شد و حتی زمزمه هایی برای تخریب آن به گوش می رسید اما در زمان شهردار قالیباف، کسی که اعتقاد دارد تهران نمادهایی بهتر از برج میلاد باید داشته باشد و به صراحت اعلام کرده که این برج یک سازه غربی است تا ایرانی، و در دورانی که پروژه های عمرانی بیشتر و سریعتر انجام میشود، 55 درصد پیشرفت کار انجام گرفت. 

برج میلاد یکی پر هزینه ترین و طولانی ترین پروژه های تهران میباشد. از دید مدیران، شهر تهران به یک نماد جدید پس از دوران انقلاب نیاز داشته و این وظیه بر عهده این برج که معمارانه و شهرسازانه نیست گذاشته شده.

زمان بهترین داور خواهد بود و با گذشت زمان و با تکمیل پروژه های جدید و با مدیرت درست مردم قضاوت بهتری نیز خواهند کرد.