حالت دگرگونی پارانویایی وخیم
حالت دگرگونی پارانویایی وخیم
درباره سورئالیستها و دستیافتههایشان موردی هست که مهمتر و در رأس دیگر موارد میباشد. نوعی حالت خاص از حس کردن یا روش دریافت و مشاهده واقعیت در حالت دگرگونی پارانویایی وخیم میباشد که بوسیله سالوادر دالی به عنوان ضمیرناخودآگاه بر پایه تعبیر و بیان هذیانی ایجاد شدهبود. اگر سادهتر بیان کنیم، فرآیندی است که توسط آن هنرمند مسیرهای جدید و منحصربهفردی برای دیدن دنیای اطرافش پیدا میکند؛ نوعی توانایی هنرمند یا ناظر در درک و دیدن تصاویر چندگانه و متفاوت در داخل یک شکل کلی. این کانسپت ممکناست به فروتاژ ماکس ارنست یا طراحیها و اسکیسهای لئوناردو داوینچی وابسطه باشد. درحقیقت همه ما این حالت را زمانیکه به گچکاری و اندودکاری دیوارها یا ابرهای در آسمان خیره میشویم و اشکال گوناگونی را در آن میبینیم، تجربه کردهایم. دالی این نشان خاص انسانی را در درون آثار و کارهای هنریش برافراشت.
سالوادور دالی با اینکه بیماری پارانویا نداشت، اما قادر به شبیه سازی حالت پارانویایی بدون استفاده از دارو بود و بهمحض بازگشتش به حالت عادی، آنچه که در آن حالت توهم مشاهده و در آن خیالبافی کردهبود نقاشی کند.
دالی توانسته بود که تصویربرداری از رویا و توهم بوسیله نقاشی با دست خلق کند، که این کار به صورت مادی و ارائه نقاشی ها از خیال و توهم بود. اگرچه مطمئنا او مشکلات بسیار زیاد روحی و روانی خودش را داشت اما توهمات و تصورات و الهامات دالی کاملا بر فکرش چیره نگشت، او توانایی ترکیب و رساندن آنها را به پرده نقاشی داشت. نقاش چیرهدستی که در بازنمایی توهمات و خیالات فراوانش به شکل تصویر بصری بر روی پرده نقاشی توانایی خاصی داشت.
با توجه به این است که یکی از معروفترین گفتههای دالی معنی و مفهوم جدیدی میگیرد.
"تنها تفاوت میان خودم و یک دیوانه این است که من دیوانه نیستم!"
مطالب مرتبط: