تبليغاتX
N O S T A L G I A - د‌‌ل‌مشغولی‌های لیبسکیند

N O S T A L G I A

هنرومعماری (من‌فقط برای‌سایهءخودم‌مینویسم‌که‌جلوچراغ‌به‌دیوارافتاده‌است، بایدخودم رابهش‌معرفی‌بکنم.)

د‌‌ل‌مشغولی‌های لیبسکیند

 

بازنویسی و چاپ در هفته نامه پژوهشی، تحلیلی، آموزشی

نقش‌نو  دوره نو –  شماره ۷ –  ۴ مهر ۱۳۸۵

 

Daniel Libeskindدر هرصورت، از زمانیکه من معماری را شروع کردم، از دفاتر مرسوم و متعارف بیزاری داشتم. آنها چیزی نزدیک به حال و هوای زیاده‌گویی و پر‌گویی و روزمره‌گی بودند. فرمهای تولیدی مرا نسبت به تمام فرمهای ویژه‌گری که به اصطلاح کذایی پروفسیونالیسم نامیده می‌شد، حساس و آلرژیک کرده بودند. 10 سال پیش به سبب پیامدی از یک عزم، یک تصادف، شایعه‌ای در خیابان و آغاز سفری غیر قابل تصور در مسیری به سمت پایین، که هنوز هم در حال سفر کردنیم دفترمان را در برلین بنا نهادیم.

پروژه‌ها در مسیری غیر منتظره و پیش‌بینی نشده پرورش یافته بودند، که ابدا تمرینی تقلیدی از روشهای کار موجود نبودند، اما کوشش می‌کند که تمام شور و هیجان درونی،‌ سرگذشت و راز و رمز معماری را در هم بشکند. بوسیله از قلم انداختن نقشهای فرم، عملکرد، دستورکار و برنامه و نقشهای جالب توجه در قلمروی جامعه و سیاست، که این هم مترادف با معماری است. پویایی‌های ساختمان بعد جدیدی را متعهد می‌شود. مراسم طراحی و ترسیم ساختمان، بیان دریغ و افسوس و روزمره‌گی خواب گونه، به ماده و جوهره اصلی که هیچ‌گونه صفحه طراحی قابل شناسایی نمی‌باشد، شکل دادند. این جوهره اصلی که رویهم رفته مات، کدر و نفوذناپذیر و مرموز پدیدار میشود، اغلب با ایمان سوسویی می‌زندو تماس با حقیقتی از عمیق‌ترین امید را تقدیم می‌کند.

جادوی معماری مختص هیچ‌گونه گرداننده‌ی منفردی نیست، زیراکه همیشه پیش‌از این، پیشرفتی شناور، انقلابی، صعودی و دمنده داشته است. درست است که معماری مسائل سیاسی، زمین‌شناختی و زبان‌شناختی و ... را نمایان می‌کند، اما یک چیز را می‌دانم که آن فقط شدت‌و‌سختی و علاقه‌و‌اشتیاق ندای ساخته شدنش می‌باشد که گاه با شوخی همراه است. آدرس کار من یک مسئله غامض و پیچیده و چند بعدی که با کمترین دید به گذشته و مسیری با منطق و قطعیت به نظر می‌آید می‌باشد. این مسیری است که در آن جالب توجه‌ترین ساختمان، نسبت به‌هر نوع ساختمان به‌خصوص دیگر که در امتداد این مسیر بنا نهاده‌شده باشد، می‌باشد. هدافش ناشناخته و پایان و خاتمه‌اش غیرقابل تعیین و نامعلوم می‌باشد. مسیر خودش ثابت می‌کند که این هم فقط گمان و تصور است و فرم گواه و مدرک آنچه تاکنون ساخته شده نمی‌باشد.

در یک کتاب، که در فهرست کتب مورد علاقه من می‌باشد، نوشته شده توسط هنری لوئیس برگسون ، منبع اخلاق و دین، مولف به نتیجه‌ای می‌رسد که عالم هستی ماشینی برای ارائه کردن خداوندگاران می‌باشد. (تاویل و تفسیری است سست و بی‌ربط) اما برای من معماری در حقیقت آن ماشینی است که عالم هستی را تولید می‌کند که آن هم خداوندگاران را تولید می‌کند.

 گفتارها و عقاید دیده شده در اینجا دلیلی برای وجود حقیقت مسئله‌ای بسیار غیرممکن که‌ شایسته پیگیری است می‌باشد.

من در این مسیر خیلی خاص، مردم را پیدا کردم، که همیشه بیشتر در انتظار آنگونه فضاهایی می‌باشند که به آنها قبلا ارائه شده. برای شهروندان فردا خیلی دور از دسترس نخواهد بود که به این حقیقت، که بتوانند رویاهایشان را شبیه‌سازی کنند نایل آیند. این سایت یک سند و مدرک غیرقابل استناد و یک اعلامیه غیرمسلم می‌باشد. در این ذات معماری خودش بازتاب داده می‌شود.

 

روح سرگردان معماری جایی را می‌خواهد.

دانیل لیبسکیند.

 

سایت رسمی دانیل لیبسکیند.

برگردان   :   محمود اکبری

 

+ ارائه شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:3  توسط محمود اکبری  | 

Subscribe to me on FriendFeed