ارويانا فالاچی
شهرت خود را مديون شيوه تهاجمیش،
درمصاحبه با شخصيتهای جهانی بود!

اين خبرنگار بلند آوازه ايتاليايی که از نوجوانی به جنبش ضد فاشيسم ايتاليا پيوست و بعد از جنگ جهانی دوم هم به عنوان خبرنگار جنگی در گوشه و کنار جهان در صحنه های خبر حضور داشت و قلم تيز، و در عين حال انساندوست وی، حمايتش از قهرمانان ضد امپرياليستی زمان وی را در زمره گران ترين خبرنگاران جهان قرار داد، از جنگ ويتنام اوج گرفت.
آنچه در سال های پايانی عمر بار ديگر نام وی را بر سر زبان ها انداخت، کتاب ها و مقالات جنجالی اش عليه مسلمانان و دين اسلام بود. چندان که اوريانا فالاچی که زمانی محبوب جوانان لبنانی و فلسطينی و اصولا نسلی از جوامع تحت ستم و فقير جهان بود، بعد از انتشار کتاب انشاءالله [روايت هايی از جنگ ۱۹۸۰ لبنان] با موجی از مخالفت ها و اعتراض ها در ميان مسلمانان روبرو شد.
چهره ضد اسلامی وی بعد از واقعه يازده سپتامبر ۲۰۰۱ شدتی باور نکردنی گرفت. معتقد به لزوم بيرون راندن اجباری مسلمانان از آمريکا و اروپا شد، از به کار بردن القاب تند و توهين آميز درباره مسلمانان و اعتقاداتشان ابا نکرد تا آنجا که بعد از حوادث تروريستی اسپانيا در سال ۲۰۰۵ در مقاله ای نوشت که اگر ماده انفجاری در اختيار داشت با آن مساجد را منفجر می کرد!!!
پس از انقلاب بازهم در ایران، اما...
حکومت پادشاهی ساقط شده و جمهوری اسلامی به جايش نشسته بود، انقلابی که خانم فالاچی دو چند مقاله در تائيد آن در روزنامه های ايتاليايی و آمريکايی نوشت. اين بار وی با اصرار خود موفق به دريافت رواديد سفر به تهران شد و چنان که خود می خواست به يکی از آرزوهايش رسيد که مصاحبه با آيت الله خمينی بود.
در اين سفر که در آخر تابستان سال ۱۳۵۸ صورت گرفت، وی با روسری در قم به ديدار آيت الله خمينی رفت، در حالی که اعضای خانواده بنيادگذار جمهوری اسلامی از پشت پرده برای ديدن وی سرک می کشيدند و دختران آيت الله همه کتاب های وی را خوانده بودند. با اين همه اين مصاحبه هم جنجالی در پی آورد.
مطابق نوشته اش، اوريانا فالاچی در همان لحظه اول مصاحبه دانست فضا چنان نيست که می پندارد، برخلاف مصاحبه شوندگان ديگر که با وی خوش و بشی داشتند، اين بار خبرنگار ورزيده ايتاليايی که به شدت تحت تاثير فضای ساده خانه ای در يک کوچه خاکی در قم قرار گرفته بود
سعی کرد با تسليت درگذشت آيت الله طالقانی [که همان روزها اتفاق افتاده بود] فضا را از خشکی به در آورد. اما پاسخ کوتاهی شنيد و آنگاه ابوالحسن بنی صدر که نقش مترجم را به عهده داشت برايش ترجمه کرد آيت الله می گويد:"بگوئيد اگر سئوال ها بخواهد زياد باشد من وقت ندارم و محدود باشد. چند سئوالی باشد عيبی ندارد. سئوال ها را انتخاب کنيد و سئوالی را که مهم است بکنيد برای اين که زياد طول نکشد."
در اين مصاحبه آيت الله خمينی، نه بستن روزنامه آيندگان را تکذيب کرد، نه اعدام ها را، نه محدوديت فضای حرکت کمونيست ها و سرانجام وقتی که به سئوالی تند درباره حجاب اجباری زنان در ايران رسيد، پاسخ تندی داد که فالاچی انتظارش را نداشت و از آن پس وی چنان که بعد ها نوشت در همان وضعيتی قرار گرفته بود که ساليان دراز مصاحبه شنوندگانش را قرار می داد، عصبی بود!!! به خصوص که نتوانست بر طول مصاحبه بيفزايد و آيت الله چنان که گفته بود ناگهان برخاست و حتی آن قدر نماند که آخرين جمله اش برای وی ترجمه شود. "پرده را بالا زد و به اندرونی رفت."
منبع : بی بی سی