The Dark Side of Design:
http://www.yankodesign.com/
درباره سورئالیستها و دستیافتههایشان موردی هست که مهمتر و در رأس دیگر موارد میباشد. نوعی حالت خاص از حس کردن یا روش دریافت و مشاهده واقعیت در حالت دگرگونی پارانویایی وخیم میباشد که بوسیله سالوادر دالی به عنوان ضمیرناخودآگاه بر پایه تعبیر و بیان هذیانی ایجاد شدهبود. اگر سادهتر بیان کنیم، فرآیندی است...
ادامه مطلب
تابلوی خواب برای ادوارد جیمز نقاشی شد، یک میلیونر انگلیسی که حامی دالی از سال 1936 تا 1939 بود. خواب با موضوعی سر و کار دارد که بسیار مورد علاقه سورئالیستهاست؛ دنیای خواب و رویا! آنها اعتقاد داشتند که رهایی ضمیر ناخودآگاه در هنگام خواب میتواند دریچه ورودی به این دنیا باشد و سپس در جهت خلاقیت مورد استفاده قرار گیرد...
ادامه مطلب
بونوئل جزء معدود
فیلمسازهایی بود که از طریق دوستان سینمایی معرفی نشد، خیلی اتفاقی توی یکی از کتاب دست دوم فروشی های حوالی انقلاب فیلمنامه شبح آزادی رو بشکل یک جزوه (کپی روی ورق A4 و منگنه شده!) دیدم که توسط بهرام ری پور ترجمه شده بود.
در رادیو زمانه کتاب خاطرات بونوئل با عنوان "با آخرین نفسهایم" به صورت فصل فصل منتشر میشد...
ادامه مطلب
سینمای ایران، تنها فیلمهای تولید ایران نیست.فهم سینمایی مخاطبان و سازندگان آنهم هست. زبان سینما، زبان بصری است. اما مخاطب سینمای ایران سمعی است و اصلا ملت ما ملت گوش است. از سخنرانی بهتر تحریك میشود تا از یك تابلوی نقاشی. ما حتا كتاب را هم دوست داریم بشنویم تا بخوانیم. مقایسه كنید حرافیها و غیبتهای روزانه تك تك ما را با مقدار مطالعهای كه میكنیم....
ادامه مطلب
عکسهای شیرین
نشاط تجسم ِ بصری یک اندیشه درعکاسی و ویدئوآرت میباشد؛ در مقام کلمات آنها
مینیمال، احساسی، پیچیده اما مختصر میباشند. مانند یک نویسنده، واژگان ِ خاص خود
را ایجاد میکند: حجاب، چادر، بدن، متن، اسلحه گرم و بداهه سازی را در این چهارچوب
ادامه میدهد.
کاربرد ِ متن بر
روی عکسهایش مانند صدا میباشد، صدایی که به طور کلیشهای منفی است و کیفیت ِ
قربانیان ِ در مجاورت ِ جامعهی اسلامی را پرسش میکند.
TURBULENT
یک ویدئوآرت-اینستالیشن است که
در دو پرده بطور همزمان نشان داده میشود.
ادامه مطلب
آماده عکس گرفتن بودم؛ از سمت چپ دریچه دوربینم مردی را
دیدم که به صحنه آمد.
تپانچهاش را بالا آورد. گرفتن
تپانچه بروی سر اسرا در حین بازجویی عادی بود، آماده بودم که چنین عکسی بگیرم، تــهـــدید، بــازجــویــی! اما آن اتفاق نیافتاد. آن مرد تپانچه را از جلدش بیرون
آورد، تا سر ویت کنگ بالا آورد و به
گیجگاهش شلیک کرد ومن در همان زمان عکس گرفتم. من واقعا نمیدانستم که او قصد شلیک کردن دارد....
ادامه مطلب
در
حدود سال 1948 جان میلتون کیج (John Milton Cage) از اتاق جاذب صوت در دانشگاه هاروارد
بازدید میکند. اتاق جاذب صوت بهگونهای طراحی شده بود که دیوارها، سقف، کف تمامی
صداهای تولید شده در اتاق را به سرعت جذب میکردند و مانع انعکاس و انتقال صدا میشدند.
در ضمن آنها عایق صدا نیز بودند.
جان
کیج انتظار داشت که سکوت محض را در این اتاق تجربه کند اما ...
ادامه مطلب

از روز 6 مهرماه، در بنیاد تاپیس، در شهر بارسلون اسپانیا، مجموعه کارهای بهمن جلالی، عکاس برجسته ایرانی به نمایش درآمده است. این مجموعه از عکسهایی است که بعضی حتی درایران در نمایشگاهی به نمایش در نیامدهاند.
ادامه مطلب
یک کار خلاقانه درداخل کلیسای Saint Paul در پاریس توسط رابرت ستادلر Robert Stadler میباشد؛
که در سرتاسر شب فستیوال فرهنگی Nuit Blanche برگزارشد.
ادامه مطلب
ART IN PRESENT TENSE,
“THINK WITH THE SENSES, FEEL WITH THE MIND!”
La Biennale di Venezia,
The 52nd International Art Exhibition of the
www.labiennale.org
پایداری حافظه

بسیاری از نقاشیهای دالی تحت تأثیر و ملهم شده از دوران جوانیش میباشد.چندین نقاشی خاص در سراشیبی قله Pani نقاشی شده اند، که در یک چتر زیبای غم و حسرت از زمان پوشیده شده اند. بسیاری از سایه های بیگانه و شوم در پیش زمینه ی بسیاری از نقاشی های دالی اشاره مستقیم و نتیجه عشق دالی به این کوه نزدیک خانه اش میباشد. حتی مدت مدیدی پس از اینکه بزرگ تر شده بود، دالی نقاشی کردن جزییات چشم انداز کاتالونیا را در کارهایش ادامه داد، یک مثال با چنین عناصری پایداری حافظه (کامل شده در1931) میباشد.
به صخره های ناهموار دره Creus در سمت راست زمینه توجه کنید! یکی از حائز اهمیت ترین عناصر کارهای سوررئالیستی! در حقیقت بوسیله آن است که در اثر پایداری حافظه بیشترین کمک و همراهی را گرفته است. آن نمونه ی چشم انداز Dalínian را بوسیله صخره های محبوب دره Creus پیش آمده در زمینه، نمایش میدهد. در پس زمینه، نوعی از تصویر بی شکل چهره دالی که در حال ذوب شدن است، به نظر می آید. سه تصویر جداگانه از ساعت نرم شده و در حال ذوب در پیش زمینه اثر آشکار می باشد. این ساعتها بطور معمول نمادی هستند که با سوررئالیسم دالی همراه می باشند. بطور تقریبا تحت اللفظی آنها برای نمایش دادن بی ربطی زمان میباشند.
زمانیکه دالی با گالا و نقاشیش در دره Creus تنها بود احساس کرد که فرصت کم دارد، که ممکن است برایش اهمیت هم نداشت. روزهایش صرف خوردن، نقاشی کردن، عشق بازی کردن و هر چیز دیگری که میخواست انجام بدهد میشد. روزهای گرم تابستانی مناسب بود برای پرواز کردن بدون هرگونه نشان واقعی از گذران.
یک بعدازظهر داغ در اگوست 1931 و هنگامی که بر روی نیمکت کارش نشسته بود و آرام آرام غذا میخورد، بطور اتفاقی یکی از مهمترین و قابل تأمل ترین توهمات و هذیاناتش را کشف کرد. به مجرد گرفتن یک مداد و لغزاندن آن به زیر یک تکه پنیر Comembert، که بدلیل گرمای تابستان نرمتر از حالت معمول هم شده بود، ایده ساعتهای نرم را الهام گرفت که در کارهای دالی ظاهر شدند و بسیار هم جالب توجه میباشند.
به طور مختصر، این کار خاص یکی از مهمترین ارجاع به میراث کاتالان دالی میباشد که برای او بسیار مهم بود.
منبع : http://www.dali-gallery.com
برگردان : محمود اکبری
مطالب مرتبط:
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود
تنها نمان به درد همراه شو عزیز
همراه شو همراه شو همراه شو عزیز
همراه شو عزیز تنها نمان به درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود
برزین آذر مهر
MP3 باصدای محسن نامجو( دانلود)
ادوارد لوسی اسمیت
گزیده ای از گفتگوی ادوارد لوسی اسمیت با دکتر سمیع آذر
"غرب دوست دارد به هنرمندانی چون شیرین نشاط امتیاز بدهد كه رفته و در غرب زندگی میكند. هنر اصیل و ارجمند نزد غربیها هنری است كه مساله هویت را مطرح كند یا از منظر آنها از جنبه هویتی قابل شناخت باشد."
"چیزی كه ایرانیها باید بدانند این است كه هنری كه در ایران تولید میشود در خارج از ایران مثل داخل تعبیر و تفسیر نمیشود. یك هنرمند جوان ایرانی از اتفاقهای غرب هیجانزده میشود، ولی باید در نظر داشته باشیم كه شباهت این هنر با هنر غربیها عملا باعث بیتوجهی آنها میشود."
"ایرانیها در فرهنگ اجتماعیشان به عناصر فرهنگ آمریكایی توجه خاصی نشان میدهند. ... ما خوشمان بیاید یا نیاید باید این را بپذیریم كه در ایران كانالهای تلویزیونی ماهوارهای زیادی وجود دارد كه فكر غربیها را به داخل جامعه ایرانی منتقل میكند. بنابراین رابطه میان ایران و آمریكا كه در سطح سیاسی رابطهای خصمانه است، ظاهرا بیشتر به رابطه عشق و نفرت شباهت دارد. نكته مهم اینكه از منظری كاملا آكادمیك، یكی از غنیترین مجموعههای هنر آمریكایی در موزه هنرهای معاصر تهران وجود دارد كه هنر این كشور را از دهه 40 تا دهه 70 میلادی پوشش میدهد و این خود نشاندهنده عمق نفوذ فرهنگ آمریكا در ایران است."
"همیشه در صحبت در مورد ایران به نمونههای چینی اشاره میكنم. فرق بین جامعه ایران و چین در این است كه چینیها مذهبی نیستند. اگر به تاریخ چین توجه كنیم، میبینیم تلاش برای ایجاد یك دین جهانی همیشه با شكست مواجه شده است. حتی آیین كنفوسیوس هم به عنوان یك مذهب نافرجام بوده و بیشتر به عنوان یك روش و رفتار باقی مانده. در چین چیزی به نام دین واحد وجود ندارد و وقتی مائو سعی كرد خود را به عنوان مظهر یك هویت واحد معرفی كند، شكست خورد."
منبع ماه مهر
www.mahe-mehr.com
محسن وزیری مقدم
دانشمندان و هنرمندان بزرگ همچون لاوازیه، ادیسون، كخ، پاستور، انیشتن، میكل آنجلو، بتهوون، حافظ و مولوی و هزاران دانشمند و هنرمندان دیگر مشعلی برافروخته و بهدست ما سپردهاند، وظیفهی ما و شما است كه در پاسداری از آن كوشا باشیم و آنرا به دست نسلهای آینده بسپاریم.
این افراد روزگاری چون شما شاگرد بودند، ولی با پشتكار و عشق بهزندگی به فراگیری علوم و هنرها پرداختند و یادگارهایی از خود بهجا گذشتهاند كه ما از بركت آن به تمدن امروزی دست یافتهایم.
من به شما دانشآموزان، هنرجویان و هنرمندان جوان این مرز و بوم توصیه میكنیم، عمر گرانبهایتان را بیهوده سپری نكنید، بهیادگیری علم و هنر بپردازید. ثمرهی فعالیتهای شما سطح دانش و فرهنگ كشورمان را میتواند بالا برده و راهگشای مشكلات نسل آینده باشد.
زندگی موهبتی است كه فقط یكبار بهما ارزانی میشود. باید قدر آن را بدانیم و از لحظات آن استفاده كنیم.
شما جوانان از نظر هوش و استعداد چیزی از جوانان دیگر كشورهای پیشرفته كم ندارید، تنها باید پشتكار داشته باشید. پشتكار، اراده و اعتقاد شما به یادگیری و خودسازی سبب خواهد شد تا حلقهای به زنجیرهی تمدن بشری افزوده شود، یاد بگیرید و یاد بدهید و از ناملایمات زندگی هراس نداشته باشید.

۲۱ گرم
الخاندرو گونزالس ايناريتو كارگردانى مكزيكى ۲۱ گرم را با سبكى منحصر به فردی خلق کرده؛ عناصر اين سبك را داستان هاى تودرتو، بازى با زمان، فيلمبردارى با دوربين روی دست، تدوين سريع و درهم ریخته و مضامينى همچون عشق و خيانت، زندگى و مرگ و جبر و اختيار تشكيل مى دهند. اما آنچنان ترتيب زمانى حوادث را به هم ريخته است که تماشاگر به سختی میتواند خط داستانى را پيدا و تعقيب كند. ۲۱ گرم فيلمى پازلگونه است، بیننده را وادار مى كند پردازش خلاقانه اى را بر در هنگام دیدن فیلم انجام دهد.
رويدادهای اصلی بعد از فاجعه اند، اما نیم نگاهی به قبل از آنها هم میباشد و گذشته شخصيت ها مورد اشاره قرار مى گيرد.
خلاصه داستان۲۱ گرم
آمريكاى معاصر. پاول، استاد دانشگاه، در ليست انتظار عمل پيوند قلب است. همسرش، مری میخواهد فرزندی از وی داشته باشد. جك سابقهدار، اكنون خود را اصلاح كرده و با همسرش ماريان و دو فرزندش زندگى فقيرانه را مى گذراند و شدیدا مذهبی شده. فيلم با عقب و جلو پريدن در زمان، تبعات يك تصادف ماشين را نقل مى كند كه در آن جك، همسر و دختران كريستينا را زير مى گيرد و مى كشد.
پاول قلب مايكل را میگیرد، كريستينای تنها شده به سمت مواد مخدر كشيده مى شود و جك خود را به پليس تسليم مى كند. سرانجام پاول مى فهمد كه چگونه صاحب قلب جدید شدهاست. پس از اينكه رابطه اش با مرى را به هم مى زند، رابطه اى با كريستينا آغاز مى كند. او در ضمن مى فهمد كه بدنش قلب جديد را قبول نكرده است. كريستينا به پاول مى گويد آنها به مايكل مديون هستند و بايد انتقامش را از جك بگیرند. وقتى جك از زندان آزاد مى شود خانواده اش را ترك مى كند و در يك متل ساکن میشود. پاول و كريستينا جك را تعقيب مى كنند ولى پاول او را نمیكشد. جك برای مردن به متل برمیگردد وارد اتاق آنها در متل مى شود، كريستينا به او حمله مى كند، ولى پاول دچار حمله قلبی میشود و او به سينه خودش شليك مى كند، آنها با عجله خود را به بيمارستان مى رسانند و آنجا كريستينا متوجه مى شود كه از پاول باردار است.
How many lives do we live?
How many times do we die?
They say we all lose 21 grams at the exact moment of our death every one …
And how much fits into 21 grams?
How much is lost?
When do we lose 21 grams?
How much goes with them?
How much is gained?
Twenty-one grams;
The weight of a stack of five nickels,
The weight of a hummingbird,
A chocolate bar.
How much did 21 grams weight?
مرگ بر آزادی
به زودی آدمی استبداد را بر آزادی ترجیح میدهد؛
هرچند که به صراحت بیان نشده اما یکی از مهمترین اخطارهایی است که لوئیس بونوئل (Luis Bunuel)، در فیلم شبح آزادی (Le fantôme de la liberté) میدهد.
با اینکه با عوض شدن داستان در هر سکانس تمامی بازیگران نیز عوض میشود اما هشدار ، مفهوم و استعاره به قوت خود باقی است.
هشدارهایی بسیار گزنده، همراه با احساس نگرانی و استرس که در ابتدا رنگ لبخند دارند؛
هشدارهایی که با جابجاییهایی بنیادین روی داده است!

فیلیپ گِلس؛
ترجمان آوایی معماری
معدود آهنگسازی پیدا می شود که سعی در ترجمه اثر معماری به موسیقی یا به عبارتی ساختن آهنگ برای ساختمانی داشتهباشد؛ جنبههای دیگر همیشه جذابیت بیشتری برای آهنگسازان داشتهاست. شاید ماهیت نمایان و رویه این دو هنر که یکی پویا و غیرمادی است و دیگری ساکن و مادی، علت اصلی باشد، همچنین عدم توجه دقیق به فضا و ریتم مشترک در هر دو است!
