تبليغاتX
N O S T A L G I A

N O S T A L G I A

هنرومعماری (من‌فقط برای‌سایهءخودم‌مینویسم‌که‌جلوچراغ‌به‌دیوارافتاده‌است، بایدخودم رابهش‌معرفی‌بکنم.)

گر مرد رهی

راه

نهان باید رفت.


صد بادیه را به یک زمان باید رفت؛

مـنـزل هــمه درون جـان بـایـد رفت؛

میان خون باید رفت.


از پای فتاده

سرنگون

باید رفت.


تو پای به راه در نه و

هیچ مپرس

خود راه بگویدت که

چون باید رفت.

+ ارائه شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 16:56  توسط محمود اکبری  | 

     


همچنان نمیدونم من بیشتر تلاش کردم یا که بقیه میدونستند اینجا چه خبره ...شاید هم یه اتفاق بود یا حادثه!

حقیقتا اینجا همه چیز برگشت ناپذیره.

تنها اون ته یه چیزی هست؛

یه چراغی،

دریچه نوری،

قطعی ترین چیزی که همه بلاشک صاحبش خواهند شد!


+ ارائه شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 15:10  توسط محمود اکبری  | 

Subscribe to me on FriendFeed