تبليغاتX
N O S T A L G I A

N O S T A L G I A

هنرومعماری (من‌فقط برای‌سایهءخودم‌مینویسم‌که‌جلوچراغ‌به‌دیوارافتاده‌است، بایدخودم رابهش‌معرفی‌بکنم.)

برگمن و سکوتش

 

Ingmar Bergmanاینگمار برگمن (Ingmar Bergman):

متولد 1918؛ سوئدی؛ فیلمنامه نویس؛ کارگردان؛ تهیه کننده.

شناخته شده به جهت فیلمهای متمرکز به کنکاش در وجود خدا و محاکمه روابط انسانی.

 

سکوت (Silence): 

محصول1964؛  در وجود داشتن خدا  ،  فقدان ایمان وعقیده  ،  ظرفیت دادن وپذیرفتن محبت  و  رنج وناتوانی انسانها در برقراری ارتباط  به کنکاش میپردازد.

 

Encarta Reference Library

 

 

سکوت از ابتدای فیلم کاملا محسوس است، که تا به انتها آنرا همراهی میکند به گونه ای که موسیقی متن فیلم را سکوت پرمیکند.

 

سردی روابط به خصوص در روابط خویشاوندی و بسیار نزدیک، فاصله بسیار دور روحی، سرگردانی شخصیتها، عجزو ناتوانی کامل انسان در برقراری دیالوگ کاملا به چشم میاید.

 

انسان به گونه ای خاص تنها نمایش داده میشود؛

هرکس برای خودش به تنهایی زندگی میکند.

استر بیمار به مشروب و سیگار وخود ارضایی پناه میبرد، آنا به سراغ مردی میرود که زبان اورا نمیفهمد، یوهان هم غرق در خیالات خود در راهروهای پرپیچ وخم هتل سرگردان است.

 

نکته جالب دیالوگهای صمیمی و دوستانه و درد و دل گونه است که اغلب شنونده آن به زبان گوینده آشنا نیست و چیزی از آن نمیفهمد.

آنا و گارسن ، استر و مستخدم ، مستخدم و یوهان و نامه استر به یوهان.

 

دریک مصاحبه با اینگمار برگمن که توسط تلویزیون آلمان انجام میشد از برگمن پرسیده شد :

- آیا راست است که مقصود شما در این فیلم سکوت خداوند است؟

وی که تا این لحظه به تمامی سئوالها به دقت و کامل جواب میداد گفت:

- چون سکوت مربوط به خود من و زندگی من است بنابراین درباره سکوت،

                                                                               سکوت میکنم.

 

+ ارائه شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1:26  توسط محمود اکبری  | 

آزادی     احمد شاملو  دفترابراهیم درآتش

 Ahmad Shamlou

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و

آن نگفتیم

        که به کار آید،

                      چراکه تنها یک سخن،

                      یک سخن در میانه نبود:

 

                                               - آزادی!

ما نگفتیم

       تو تصویرش کن! 

 

+ ارائه شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 18:34  توسط محمود اکبری  | 

بستر معماری

 

آنچه نقطه آغازین تبدیل یک ساختمان به اثری برجسته و معمارانه است، شخصیت مکان آن میباشد. فرانک لوید رایت

 

مکان بخشی از فضاست که بواسطه عناصر و عواملی خاص صاحب هویت منحصر به فردی و تکرار ناپذیر میشود. معماری در مواجهه با محیط  یا زبان محیط را برمیگزیند و یا خود را جدا از محیط اعلام میکند و یا به مقابله با محیط می پردازد. این برخورد باعث درک پیام بستر معماری میشود.

 

به عبارت دیگر تعلق مکانی است که میتواند ساختمان را تبدیل به معماری کند و معماری است که میتواند جا را به مکان تبدیل کند. مارتین هایدگر در این مورد میگوید : ساختمانها زمین را که چشم انداز سکونتگاه است به انسان نزدیکتر میسازد.

 

این ارتباط درهم پیچده مهم ترین عامل تجربه زیستن در مکان میباشد، تجربه تعلق داشتن به مکان و معنا دادن به آن.

 

+ ارائه شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 15:23  توسط محمود اکبری  | 

 

Audio Interview 

 

Charles Édouard Jeanneret Le Corbusier

Charles Édouard Jeanneret
Le Corbusier 1887 - 1965

BBC Four

Monitor
15 March 1959  BBC

Le Corbusier talks about

   Audiowhat makes true architecture, the poetry of life and the richness of nature  1 min 6

   Audioarchitecture and urbanism, creating green cities and the major problems of working and living in modern society  3 min 13

  

Audioorganising the occupation of the land for human labour, providing for industry and considering the human scale afresh  1 min 16

You will need RealPlayer to access these clips. Visit WebWise for help downloading RealPlayer

+ ارائه شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 10:9  توسط محمود اکبری  | 

بازگشت            فرانتس کافکا   ترجمه ی محسن آزرم

 

برگشته ام به خانه. از راهرو رد شده ام. حالا اطراف ام را نگاه می كنم. این جا مزرعه و خانه ی قدیمی پدرم ست. آن وسط گودالی آب ست. راهی را كه به انباری بالاخانه منتهی می شود، وسایل بی مصرف و كهنه یی، این ور و آن ور، مسدود كرده اند. كنار نرده ها گربه یی كمین كرده ست. باد ، پارچه ی كهنه یی را كه موقع بازی دور میله ییچیده اند، تكان می دهد. از راه رسیده ام. كسی به پیشوازم می آید؟ آن سوی در آشپزخانه چه كسی انتــظار مرا می كشد؟ دود، از لوله ی بخاری به هوا می رود، سرگرم دم كردن قهوه ی شبانه اند.
این محیط را می شناسی؟ حس می كنی در خانه ی خودت هستی؟ نمی دانم، شك دارم، این خانه ی پدری من ست، ولی هر تكه از اشیای سرد و غریب، كنار تكه های دیگر ست، انگار هركدام سرگرم كار خود هســتند، كاری كه بخشی از آن را فراموش كرده ام، و بخشی دیگر را هیچ گاه نفهمـیده ام. من چه كاری می توانـم برای شان انجام دهم؟ در نظرشان چه كسی هستم؟ هر چند پسر پدر، پسر این كشاورز پیر باشم؟ جرات ندارم در
آشپزخانه را بزنم. از دور به دقت گوش می دهم، دورتر ایستاده ام و به دقت گوش می كنم، آن قدر نه كه بتوانند غافلگـیرم كنند، و چون از دور گوش می كنم فقط صدای خاموش تیك تاك یك ساعت را می شنوم، یا حس می كنم كه می شنوم، تیك تاكـی از دوره ی كودكی. جدا ازین ها هرچه در آشپز خانه اتفاق می افتد، راز آن هایی ست كه نشســته اند آن جا، رازی كه از من مخفی اش می كنند. هر چه بیش تر در مقابل اش سست شوی، غریب تر می شوی.

اگر دراین لحظه یكنفر در را باز می كرد و سؤالی از من می پرسید، چه اتفاقی می افتاد؟ درین صورت من هم مثــل كسی نبودم كه قصد مخفی كردن رازش را دارد؟

 

+ ارائه شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 2:34  توسط محمود اکبری  | 

تامل     از آخرین نوشته های      دکتر منوچهر مزینی

 

"سخنان معلق و پیچده را نباید پذیرفت. هركس پیام و سخن تازه و حرفی جالبی دارد باید بكوشد آن را به روشن ترین و كوتاه ترین صورت بیان كند."

"در معماری با تخته - خرد وعلم – همه چیز مجاز نیست. فقط آنچه آسایش زندگی و معنویت آنرا باعث میشود، ستوده است."

"معماران و شهرسازان ایران اسیر هر سخنی كه از مغرب زمین میاید نشوند."

"سخنان تازه را باید شنید ولی در اعتبار و گاه نیز در صداقت آنها باید تامل كرد. اندیشه و تامل معنایش كهنه پرستی و سكون نیست."

 

"معماری و شهرسازی"  شماره 74- 75  

زمستان 1382، چاپ اردیبهشت 1383

 

+ ارائه شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 19:56  توسط محمود اکبری  | 

موسیقی مینیمالیسمPHILIP GLASS

 

 بازنویسی و منتشر شده در سایت آرونا  سه شنبه، ۱۴ شهريور ۱۳۸۵

با عنوان فیلیپ گِلََس و ترجمان آوایی معماری

 

سبکی ازموسیقی است که تمامی ابزار ومواد آهنگسازی برای خلق اثر هنری مانند ملودی، هارمونی و ریتم به بیشترین حد ممکن ساده شده باشد و متشکل از تکرارهای یکنواخت مدلهای ریتمیک و ملودیک میباشد. غالباً این تکرارهای بی پایان، هدف آهنگساز مینیمالیست برای ایجاد فضاهای خلسه آوراز طریق بیان دوباره ودوباره ی یک موضوع میباشد.


معروف ترین و محبوب ترین آهنگساز این سبک کسی نیست جز فیلیپ گلاس"
Philip Glass".

 

 

+ ارائه شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 2:40  توسط محمود اکبری  | 

Subscribe to me on FriendFeed