گر مرد رهی
راه
نهان باید رفت.
صد بادیه را به یک زمان باید رفت؛
مـنـزل هــمه درون جـان بـایـد رفت؛
میان خون باید رفت.
از پای فتاده
سرنگون
باید رفت.
تو پای به راه در نه و
هیچ مپرس
خود راه بگویدت که
چون باید رفت.
هنرومعماری (منفقط برایسایهءخودممینویسمکهجلوچراغبهدیوارافتادهاست، بایدخودم رابهشمعرفیبکنم.)
گر مرد رهی
راه
نهان باید رفت.
صد بادیه را به یک زمان باید رفت؛
مـنـزل هــمه درون جـان بـایـد رفت؛
میان خون باید رفت.
از پای فتاده
سرنگون
باید رفت.
تو پای به راه در نه و
هیچ مپرس
خود راه بگویدت که
چون باید رفت.

همچنان نمیدونم من بیشتر تلاش کردم یا که بقیه میدونستند اینجا چه خبره ...شاید هم یه اتفاق بود یا حادثه!
حقیقتا اینجا همه چیز برگشت ناپذیره.
تنها اون ته یه چیزی هست؛
یه چراغی،
دریچه نوری،
قطعی ترین چیزی که همه بلاشک صاحبش خواهند شد!
برج میلاد یکی پر هزینه ترین و طولانی ترین پروژه های تهران میباشد. از دید مدیران، شهر تهران به یک نماد جدید پس از دوران انقلاب نیاز داشته و این وظیفه بر عهده این برج که معمارانه و شهرسازانه نیست گذاشته شده است ...
یکی بهترین و هیجان انگیزترین تجربههای تحصیلی من حضور در کلاس هنر معاصر -After War & Contemporary Art - استاد دکتر علیرضا سمیع آذر در موسسه ماه مهر بود...

درست است! تغییراتی روی داده است که جنبه مثبتی تقریبا ندارد و خبرهای خوب و خوشی هم در راه نیست.
تکنولوژی نسبت به محیط زیست ادای دین که نکرده بلکه به شدت هم به آن آسیب رسانده...
درباره سورئالیستها و دستیافتههایشان موردی هست که مهمتر و در رأس دیگر موارد میباشد. نوعی حالت خاص از حس کردن یا روش دریافت و مشاهده واقعیت در حالت دگرگونی پارانویایی وخیم میباشد که بوسیله سالوادر دالی به عنوان ضمیرناخودآگاه بر پایه تعبیر و بیان هذیانی ایجاد شدهبود. اگر سادهتر بیان کنیم، فرآیندی است...
تابلوی خواب برای ادوارد جیمز نقاشی شد، یک میلیونر انگلیسی که حامی دالی از سال 1936 تا 1939 بود. خواب با موضوعی سر و کار دارد که بسیار مورد علاقه سورئالیستهاست؛ دنیای خواب و رویا! آنها اعتقاد داشتند که رهایی ضمیر ناخودآگاه در هنگام خواب میتواند دریچه ورودی به این دنیا باشد و سپس در جهت خلاقیت مورد استفاده قرار گیرد...
بونوئل جزء معدود
فیلمسازهایی بود که از طریق دوستان سینمایی معرفی نشد، خیلی اتفاقی توی یکی از کتاب دست دوم فروشی های حوالی انقلاب فیلمنامه شبح آزادی رو بشکل یک جزوه (کپی روی ورق A4 و منگنه شده!) دیدم که توسط بهرام ری پور ترجمه شده بود.
در رادیو زمانه کتاب خاطرات بونوئل با عنوان "با آخرین نفسهایم" به صورت فصل فصل منتشر میشد...
یک طراحی خوب و
خلاقانه، حسی جدید و قوی القا میکند بطوریکه روزمرهترین کارهای زندگی نیز به یک
تجربه جذاب و ماندگار تبدیل میشود.
شستن دست و صورت،
یکی از کارهای روزمره است که از آن گریزی نیست اما میتواند تجربهی جدیدی باشد.
سیدعطاءالله
مهاجرانی | لینک ثابت
در فرهنگ کهن
ایران، واژه ی اندیشه برانگیزی وجود دارد:"خویشکاری"
یعنی هر کسی کار
خودش را درست انجام بدهد...مثلا رییس جمهور مسئول اداره امور اجرایی کشور است.
اصلاح امور جهان یا رهبری جهان اسلام به او ربطی ندارد. دادستان کل کشور بایستی
نگران پرونده های قضایی و حقوق مردم باشد...مثل پرونده دکتر زهرا که در همدان در
بازداشتگاه کشته شد...پرونده های دانشجویان...همین حسینیه شیراز و...اما دادستان
کل در باره واردات عروسک بیانیه می دهد...وزیر کشور معمولا در باره مسایل اقتصادی
مصاحبه می کند و از دستاوردهای اقتصادی می گوید...استاندار لرستان در باره این که
ما جزو پنج کشور اتمی دنیا هستیم حرف می زند...
چندسال پیش مطلبی از فرانک لوید رایت در یک بریده روزنامه
مشاهده کردم که از قدرت معماری صحبت
میکرد و ادعا میکرد میتواند با طراحی یک خانه برای دو معشوق باعث جدایی و نفرت آنها از یکدیگر شود!
به نظر من نیز تاثیر و بازتاب طراحی معماری و شهری در
جامعه و روابط اجتماعی نمایان و نقش
فرهنگ سازی و جهت بخشی آن غیر قابل انکار است.

مجموعه غارهای
الورا Ellora در نزدیکی شهر اورنگ آباد واقع در ایالت مهاراشترا
متعلق به قرون 6 تا 11 میلادی شامل 34
غار کنده شده در دل کوه می باشد. این مجموعه از شگفت انگیزترین آثار معماری شبه قاره هند بهشمار میآید.. .
ساخت این مجموعه
که تماما به شیوه کاهشی صورت گرفته مستلزم کندن و خارج کردن بیش از 200 هزار تن
سنگ از دل کوه بوده و زمانی حدود 5 قرن را صرف خود کرده است...
سینمای ایران، تنها فیلمهای تولید ایران نیست.فهم سینمایی مخاطبان و سازندگان آنهم هست. زبان سینما، زبان بصری است. اما مخاطب سینمای ایران سمعی است و اصلا ملت ما ملت گوش است. از سخنرانی بهتر تحریك میشود تا از یك تابلوی نقاشی. ما حتا كتاب را هم دوست داریم بشنویم تا بخوانیم. مقایسه كنید حرافیها و غیبتهای روزانه تك تك ما را با مقدار مطالعهای كه میكنیم....
عکسهای شیرین
نشاط تجسم ِ بصری یک اندیشه درعکاسی و ویدئوآرت میباشد؛ در مقام کلمات آنها
مینیمال، احساسی، پیچیده اما مختصر میباشند. مانند یک نویسنده، واژگان ِ خاص خود
را ایجاد میکند: حجاب، چادر، بدن، متن، اسلحه گرم و بداهه سازی را در این چهارچوب
ادامه میدهد.
کاربرد ِ متن بر
روی عکسهایش مانند صدا میباشد، صدایی که به طور کلیشهای منفی است و کیفیت ِ
قربانیان ِ در مجاورت ِ جامعهی اسلامی را پرسش میکند.
TURBULENT
یک ویدئوآرت-اینستالیشن است که
در دو پرده بطور همزمان نشان داده میشود.
آماده عکس گرفتن بودم؛ از سمت چپ دریچه دوربینم مردی را
دیدم که به صحنه آمد.
تپانچهاش را بالا آورد. گرفتن
تپانچه بروی سر اسرا در حین بازجویی عادی بود، آماده بودم که چنین عکسی بگیرم، تــهـــدید، بــازجــویــی! اما آن اتفاق نیافتاد. آن مرد تپانچه را از جلدش بیرون
آورد، تا سر ویت کنگ بالا آورد و به
گیجگاهش شلیک کرد ومن در همان زمان عکس گرفتم. من واقعا نمیدانستم که او قصد شلیک کردن دارد....
گفت: «بيا دعوا
کنيم. »
گفتم: «دعوا
کنيم؟ حريف نيستی! »
دستم را گرفت و نشاند کنار مبل تکی کنار پيانو. و همان
لحظه ضبط صوت را روشن کرد.
چشماندازی در مه
بود. سرم را که بلند کردم نوک انگشتش را به لبهای غنچه شدهاش برد تا ساکت بمانم.
قطعه که تمام شد،
ضبط صوت را قطع کرد: «خب! حالا شماييد.» و بی آنکه حتا لبخند بزند روی نيمکت پيانو
نشست.
گفتم: «اصلاً
دعوای ما سر چی هست؟»